Showing posts with label محمد ملکی. Show all posts
Showing posts with label محمد ملکی. Show all posts

Tuesday, February 18, 2014

محمد ملکی: خمینی فریبمان داد

photo محمد ملکی: خمینی فریبمان داد


محمد ملکی، نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب، در نامه ای سرگشاده، سیاست های جمهوری اسلامی را جزء به جزء، و موبه مو، به نقدی صریح و بی پروا کشیده است.


محمد ملکی، ۸۰ ساله، و از مدافعان فعال آزادی های مدنی، در این نامه بیسابقه، پس از پرداختن به رویدادهایی که در ایران به انقلاب و قدرت یافتن آیت الله خمینی انجامید، می نویسد:


«گذشته از شعار اصلی انقلاب که استقلال، «آزادی، جمهوری اسلامی» بود، متأسفانه بقیۀ شعارها بوی «مرگ» می داد. از جمله «مرگ بر شاه، مرگ بر شاه، مرگ برشاه»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر امپریالیسم» و انواع و اقسام طلب مرگها.»


«کلمه «مرگ» در ذهنمان جا گرفت و تا امروز که ۳۵ سال از تغییر نظام شاهی به نظام شیخی می گذرد، این کلمۀ منحوس هنوز گریبان ما را رها نکرده است. مگر آن روزها فریاد نمی کردیم «تا شاه کفن نشود، این وطن، وطن نشود؟» ولی دیدیم شاه کفن شد ولی وطن، وطن نشد.»


دکتر ملکی سپس پرسیده است:

«مگر در کشوری که نهال خشونت با خون آبیاری شد و رشد کرد جز «مرگ» ثمر دیگری می توان از آن انتظار داشت؟ ۳۵ سال شعار «مرگ بر…» سردادیم و کمتر از «زنده باد» بهره گرفتیم.»


*«خدعه خمینی و زخم التیام نیافته»


نخستین رئیس دانشگاه تهران در دوران پس از انقلاب، از ایرانیان خواسته است که برای جلوگیری از تکرار آن چه «دوران خون و خشونت» می خواند، خرد پیشه کنند، و از «عقل» بهره گیرند. بنوشته او:

«آقای خمینی با کوله باری از حرفهای قشنگ که خواسته مردم در شعارهای اصلی شان بود، به ایران آمد، و ملتی را با وعده های خود فریب داد یا بقول خودش «خدعه» کرد و پایه های دروغ و نیرنگ را استوار ساخت. باید عاقلانه اندیشید که چرا چنین شد و ما به این وضع گرفتار شدیم؟»


دکتر ملکی به همین پرسش بسنده نکرده، باز می پرسد:


«چرا وقتی آقای خمینی در پاریس زیر درخت سیب با آن منیّت و غرور می نشست و آن شعارهای توخالی را که هرگز به آنها اعتقاد نداشت، می داد، ما سابقۀ خشونت ورزی او را در دوران زندگی اش فراموش کرده بودیم؟ چرا از نوشته ها و گفته هایش پی به افکارش نبرده بودیم؟ چرا عکس او را در ماه دیدیم؟»


آقای ملکی که نخستین بار روز دوازدهم تیرماه ۱۳۶۰ در پی اعتراض به تعطیل شدن دانشگاه ها و باز ستاندن استقلال آن ها، طعم زندان را در دوران جمهوری اسلامی چشید، و ۵ سال پشت میله ها ماند، با اشاره به اعدام های پی در پی در سال های نخست پس از انقلاب در تهران و گوشه و کنار ایران می نویسد:

« آقای خمینی وعده ی «مهر» و «محبت» داده بود اما چند روزی از این وعده ها نگذشت که اعدام سران حکومت سقوط کرده در دادگاه هایی که نه قاضی های آن صلاحیت قضاوت داشتند، و نه [هیچ یک] از بدیهی ترین اصول یک دادگاه قانونی برخوردار بود، آغاز گردید. نه از وکیل مدافع متهم خبری بود، نه از فرصت دفاع متهمین از خود و نه از محیطی که متهم احساس امنیت کند. به جای آیات رحمت و رحمانیت، با ملعبه قرار دادن یکی از آیات قرآن آن را روبروی متهم و در بالای سر به اصطلاح قاضی به دیوار دادگاه می آویختند تا متهم بداند که جز با حکم مرگ و نابودی از آنجا بیرون نخواهد آمد.»


«از کشتارهای کردستان و گنبد و قتل عام، روستای قارنا چه بگویم؟ سکوت اکثر ما زخمی شد که هنوز پس از گذشت ۳۵ سال التیام نیافته است.»


* به گروگان گرفتن آمریکایی ها زشت و زیانبار بود

دکتر ملکی با «زشت و زیانبار» خواندن حمله به سفارت واشینگتن در تهران در آبان ماه ۱۳۵۸، و به گروگان گرفته شدن نزدیک به ۷۰ دیپلمات و کارمند آن، یادآوری می کند:

«آقای خمینی این عمل زشت و زیانبار را که هنوز دود آن چشم هایمان را می سوزاند، «انقلاب دوم» نامید و گروههای سیاسی از چپ و راست و مذهبی با برافراشتن خیمه و بارگاه به تأیید آن کار پرداختند و شعار مرگ بر آمریکا و امپریالیسم سردادند. گروههای سیاسی سعی داشتند هریک صدای خود را بلندتر کنند تا بیشتر انقلابی! بودن آنها ثابت شود. دولت بازرگان استعفا داد و ما، همین ماهای باصطلاح انقلابی، لقب «لیبرال» به او دادیم و لعن و نفرینش کردیم.»


*هر که انتقاد کرد، زبانش را بریدیم

این مدافع فعال آزادی های مدنی در ایران، با شرح چند و چون برچیدن دانشگاه ها و زمینه چینی برای سرنگون کردن ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس جمهوری اسلامی، خطبه های حجت الاسلام علی خامنه یی در نماز جمعه تهران را در تحریک صدام حسین به درگیری جنگی با ایران موثر می خواند، و نمونه یی از گفته های رهبر کنونی جمهوری اسلامی را در این زمینه عیناً نقل می کند.


بگفته دکتر ملکی، ادامه جنگ پس از آن چه در ایران «فتح خرمشهر» خوانده می شود، سیاستی نادرست بود که هم آیت الله حسینعلی منتظری [نایب ولی فقیه در آن زمان] و هم مهندس مهدی بازرگان درباره این نادرستی به آیت الله خمینی هشدار گفته بودند. اما جنگ ادامه یافت، و بنوشته دکتر ملکی:

«عده ای که منافع خود را در ادامۀ جنگ می دیدند، جنگ دفاعی را تبدیل به جنگ تهاجمی کردند و وارد خاک عراق شدند و تمام تلاش خود را بکار گرفتند تا جنگ ۸ سال ادامه یابد و نتیجه آن صدها هزار شهید و مجروح و معلول و بقول آقای هاشمی رفسنجانی بیش از هزار میلیارد دلار خسارت مادی برای ایران شد.»


بنوشته دکتر ملکی، بنیادگذار جمهوری اسلامی جنگ را نعمت می خواند اما «نقمت» یا عقوبت نصیب مردم ایران شد.


*سپاه پاسداران پاسدار چیست؟

در این نامه پس از اشاراتی مفصل به دوران پس از جنگ، و ترور شماری از ایرانیان در خارج از کشور، در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، دکتر ملکی قدرت گرفتن سپاه پاسداران در عرصه سیاسی ایران را نکوهش می کند:

«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای چه بوجود آمد؟ اگر وظیفۀ سپاه، پاسداری از انقلاب اسلامی است، پس باید به این پرسش پاسخ داده شود که انقلاب اسلامی چیست که سپاه باید از آن پاسداری کند؟ مگر هر انقلابی را از شعارهایش نمی شناسند؟ شعار انقلاب اسلامی چه بود؟ مگر مردم در انقلاب استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلامیت را فریاد نمی کردند؟

«آیا سپاه در پی تحقق این آرمانهای ملت ایران بوده یا وظیفه سرکوب و شکنجه و کشتار مردم را به عهده گرفته است؟ بسیجِ وابسته به سپاه در دانشگاهها و مدارس و ادارات و بازار چگونه با مردم رفتار کرده [است] و می کند؟ سپاه و بسیج آزادی آفرینند یا آزادی کش؟»


در زمینه یی باز هم پرسشی، دکتر ملکی سپاه پاسداران را این چنین به چالش می کشد:

«مگر سپاه نبود که اسفند سال ۷۹ دهها شخصیت دگراندیش از جمله نویسنده را ماهها در زندان مخوف عشرت آباد و در آن سلولهای یک متر در دو متر زندانی نمود و آن رفتار غیرانسانی را با آنها انجام داد و با چشم بسته آنها را به بازجوییهای شبانه میبرد و از هیچ توهین و تحقیر در مورد اسیران دریغ نکرد؟»

«مگر بسیاری از آنها با کاسبکاری از جنگ به سرداری نرسیدند و بر همۀ امور اقتصادی و سیاسی مسلط نشدند و ثروتهای کلان و کاخهای فرعونی برای خود و اقوام و فرزندانشان بنا نکردند و شکستن استخوان توده های فقیر مردم را زیر پاهایشان نشنیدند؟ و اگر کسی یا کسانی به این اعمال اعتراض کردند مگر با خون و خشونت با آنها برخورد نشد؟»


*احمدی نژاد «تحفه» خامنه ای به مردم ایران

این ناراضی سالمند و زندان کشیده جمهوری اسلامی، با نقد دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، و یادآوری قتل داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، و چندین اندیشه مند دیگر ایرانی در رشته قتل های معروف به «زنجیره ای»، محمود احمدی نژاد را «تحفه» ای می خواند که رهبر جمهوری اسلامی به مردم ایران داد:

«در این دوره بلایی بر سر مردم آورده شد که در سال ۸۸ مردم سر به شورش برداشتند و جنبش سبز با ده ها کشته و مجروح و هزاران زندانی سیاسی را شاهد بودیم. بالاخره فقر و فلاکت، دزدی و دروغ و اعتیاد و فحشا به جایی رسید که صدای همه درآمد.»

«درگیری بین حاکمان موجب افشاء آدم کشیها و شکنجه و تجاوزها در زندانها و اختلاس های چندهزار میلیاردی و دخالت و آتش افروزی در جای جای کشورهای اسلامی و … شد. همه ی این اعمال در زمان ریاست جمهوری کسی صورت گرفت که مورد تأیید حضرت «آقا» بود و این حمایتها تا پایان دوره هشت سالۀ رئیس جمهوری احمدی نژاد ادامه داشت. »


*از «نرمش» در ایران خبری نیست

محمد ملکی، انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری اسلامی را ناشی از ناگزیری سران تهران می داند:

«آقای روحانی با ۱۸ میلیون رأی اعلام شده با یک سوم آراء مردمی که حق شرکت در انتخابات داشتند به ریاست جمهوری رسید. فشارهای کمرشکن تحریم ها و انزوای جهانی و نارضایتی روزافزون مردم، مقامات نظام ولایی را وادار کرد تا دست از جاه طلبی هسته ای بردارند و با روی کار آمدن آقای روحانی مقدمات نرمش در برابر قدرتهای غربی آماده شد و نهایتاً توافق نامه ژنو را به امضا برسانند.»


«اما برای مردم این سوال باقی مانده که چرا دهها میلیارد دلار هزینه برای جاه طلبی هسته ای خرج شد؟ آخر این کار که به قیمت فقر و ورشکستگی اقتصادی مملکت تمام شد چه سودی برای مردم ایران داشت؟»


دکتر ملکی افسوس می خورد که از این «نرمش» در خود ایران خبری نیست:

«در این مدت، زندان و حصر و خشونت و اعدام ادامه داشته و معلوم نیست چه زمانی قرار است به حقوق بشر و حقوق مردم ایران احترام گذاشته شود؟»


در این نامه بیسابقه، و بسیار صریح، دکتر ملکی به ایرانیان توصیه می کند:

«بیاییم با تجربه گیری از گذشته دیگر از «مرده باد» کمتر، و از «زنده باد» بیشتر استفاده کنیم.»



منبع: صدای آمریکا




محمد ملکی: خمینی فریبمان داد

Saturday, November 2, 2013

محمد ملکی و محمد نوری زاد ""کمپین ضد اعدام در ایران"" راه اندازی می کنند

960193 10151649650925356 1785458477 n همزمان با راه اندازی کمپین ضد اعدام در ایران توسط محمد نوریزاد و محمد ملکی‌، امروز ۲ نوامبر ۲۰۱۳ فعالین ایرانی‌ در استکهلم با در دست داشتن پلاکارد ” اعدام در ایران را پایان دهید ” ، ” بیش از این نکشید ” به خیابان آمدند تا به موج اعدام‌های اخیر اعتراض کنند.[/caption]


محمد ملکی فعال سیاسی و حقوق بشر ایرانی، از قصد خود برای تشکیل “کمپین ضد اعدام“ به همراه محمد نوری زاد، دیگر فعال سیاسی و نویسنده ایرانی خبر داده است.


این اقدام در پی آن صورت می گیرد که در ماه‌ها و هفته‌های اخیر، بر شمار اعدام‌های دستجمعی در ایران افزوده شده است؛ زندانیانی که با اتهام‌های مختلف از جمله سیاسی، عضویت در گروه‌های مخالف نظام و قاچاق کالا و مواد مخدر، اعدام می شوند.


به گزارش العربیه محمد ملکی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی “رها“ در این باره گفته است: “این اعدام‌ها به صورت دستجمعی صورت می گیرد و متاسفانه پس از روی کار آمدن دولت آقای روحانی، سرعت گرفته است به گونه‌ای که در عرض این یکی دو ماه اخیر بیش از ۲۵۰ نفر اعدام شدند.“

او به اعدام اخیر ۱۶ نفر در سیستان و بلوچستان هم اشاره کرد و گفت: “بسیار باعث تاسف است که عده‌ای از یک قبیله دیگر، از یک فرقه دیگر آمدند و شماری از نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساندند، و دولت با یک رفتار خیلی زشت و زننده یک عده از زندانیان سیاسی را اعدام می کند.“


او افزوده است: “بعد اعدام هایی که الان در کردستان شروع شده و چند نفر از کردهای سنی را اعدام کردند و همینطور به جاهای دیگر گسترش دارد. گزارش هایی که می رسد حاکی از آن است که اعدام‌ها همچنان در زندان‌های مختلف ادامه دارد.“


محمد ملکی تاکید کرده است: “آن طور که باید و شاید در ایران مدافعان حقوق بشر به این اعدام‌ها توجه نمی کنند. الان در ایران یکی دو نفر هستند که واقعا در برابر این مسائل موضع گیری می کنند… متاسفانه گروه هایی که در ایران هستند و خود را اصلاحگر یا سبز می دانند سکوت کردند.“


او افزوده است: “مساله اعدام‌ها در ایران در حال تبدیل شدن به یک مساله حادی است. باید فکری برای آن کرد. من شخصا خودم و همینطور آقای نوری زاد، اصولا با اعدام مخالفیم. ما معتقدیم که اعدام در هر کشوری که زیاد باشد، نه تنها از جرم و جنایت کاسته نمی شود بلکه بیشتر هم می شود. نمونه‌اش ایران خودمان، اول انقلاب مرتب اعدام صورت می گرفت، ده‌ها هزار نفر به جرم‌های مختلف از جمله قاچاق مواد مخدر یا حتی سیاسی به خصوص در دهه شصت اعدام شدند.“


او با ریشه‌ای دانستن این سوال که “چرا مدافعان حقوق بشر اقدام یا اعتراضی نمی کنند“ ادامه داده است: “حقیقت این است که من و شماری از دوستان مدتی است به فکر افتادیم که کمپینی به راه بیندازیم در مخالفت با اعدام ها. اما می دانید این مساله حساسی است، حساسیت‌های زیادی بر می انگیزد و مشکلات عدیده‌ای برای آن هایی که به این کمپین بپیوندند به وجود می آورد.“


او اظهار داشته است: “ما در مملکتی هستیم که گفتن و اظهار عقیده کردن و خواستن، هزینه بالایی دارد. موضع گیری که حوزه و برخی مراجع کردند را دیدید و شنیدید. این مشکلات هست. در ایران عده‌ای پیش قدم شوند و این کمپین را راه بیندازند و آن هایی که مدعی حقوق بشر هستند این کار را بکنند و خارجی‌ها هم کمک کنند تا از این همه کشتار انسان‌ها جلوگیری شود.“


محمد ملکی خطاب به مسئولان گفته است: “گاهی این کشتارها را می بینم، حالا شما یک نفر را به اتهام قاچاق مواد مخدر یا مساله‌ای دیگر، یک نفر را کشتید، شما خانواده‌ای را متلاشی می کنید. این بچه‌ها در چه شرایطی در این مملکت بزرگ می شوند؟ آینده این بچه‌ها را خراب می کنید، آینده این مملکت را خراب می کنید؟ شما چه کار دارید می کنید؟ من خطاب به این حاکمیت از صدر تا ذیلش می گویم که مملکت را شما دارید شخم می زنید. از نظر فساد، فحشا، دغلی، دروغ، اقتصاد و همه چیز. از خدا بترسید، شرم کنید، حیا کنید. دست بردارید، چقدر اعدام؟ چقدر اعدام؟ چقدر خون ریختن؟ ناف این حکومت را با مرگ و نیستی و نابودی بریدند.“


او همچنین اعلام کرد که با محمد نوری زاد قرار است “کمپین ضد اعدام” راه اندازی کند.


ملکی برخی سخنان مطرح شده درباره این که “اعدام‌ها برای سنگ اندازی در مسیر دولت صورت می گیرد” را، حرف‌های ” بی دلیل” توصیف کرد و از حسن روحانی رئیس جمهوری ایران خواست تا برای متوقف کردن اعدام ها، نزد آیت الله علی خامنه‌ای رهبر این کشور برود و اگر موفق نشد، مساله را با مردم مطرح کرده و تهدید به استعفا کند.



محمد ملکی و محمد نوری زاد ""کمپین ضد اعدام در ایران"" راه اندازی می کنند