Showing posts with label زن. Show all posts
Showing posts with label زن. Show all posts

Saturday, January 25, 2014

درد دل های زنانه و انتقادهای یک زن به برخی برخوردهای ناسالم زنان فمنیست

27186 1416445532333 6299005 n درد دل های زنانه و انتقادهای یک زن به برخی برخوردهای ناسالم زنان فمنیستدرد دل های زنانه و انتقادهای یک زن به برخی برخوردهای ناسالم زنان فمنیست نسبت به یکدیگر به مناسبت آغاز سمینار زنان ایرانی در فرانکفورت!

میدونم که نوشتن چنین مطلب انتقادی نسبت به برخی برخوردهای عقب مانده و ناسالم در جنبش فمنیستی زنان خارج از کشور ممکن است عواقب خوبی برای من نداشته باشد و شاهد برخوردهای بسیار مخرب و تندی از جانب برخی زنان فمنیست باشم، اما با علم به همه ی این مسائل، خوشحالم که یکی از نادر زنانی هستم که با شهامت اینگونه برخوردهای ناسالم در جنبش زنان فمنیست (خارج)‌ را بیان می کند! من به عنوان یک عضو کوچک خانواده ی بزرگ رسانه و به عنوان یک زن از جامعه میلیونی زنان ایرانی در قبال زنان جامعه ام احساس مسئولیت می کنم و به همین دلیل هم از قلم و جایگاه خودم درد و مشکلاتی را که می بینم، بیان می کنم!

ابتدا یه توضیح کوچیک در باره ی سمینار امروز در فرانکفورت:

بیش از ۲۵ سال است که زنان ایرانی در آلمان هر سال یک سمینار برگزار می کنند و هر بار زنان ایرانی در یک شهر مسئولیت برگزاری را با یک موضوع خاص که قاعدتا باید موضوع مربوط به زنان باشد، به عهده می گیرند! این بار موضوع سمینار فرانکفورت موضوع دادخواهی خانواده های قربانیان و مسئولیت شهروندی ست! خیلی برام جالبه که چطور وقتی در جنبش اخیر سال ۸۸ برخی از زنان فعال و فمنیست مستقل به حمایت از مادران پارک لاله ( مادران عزادار) برخاستند و سعی کردند از این حرکت مادران داغدار به شکل جدی حمایت کنند داد و هوار برخی فمنیست ها برخاست که ای داد و بیداد فمینست ها از ارزش های خود عدول کردند و مسئله ی مادران عزادار به ما فمنیست ها ربط ندارد و اینگونه حرکت ها در چهارچوب جنبش فمنیستی زنان نیست؟! اما الان دادخواهی موضوع فمنیستی شده؟ مگه دادخواهی خواست مادران عزادار یا همون مادران پارک لاله نبوده؟ ( مثل اینکه مادران قربانیان اعدامی جز زنان نیستند!)

در هر حال … گرچه پاسخ سوالم را دارم چون تناقض در گفتار و عمل این دوستان چیزیست که برای من تازگی ندارد..

از اولین سالی که در آلمان بودم یعنی سال ۸۶ ۱۹تا کمی بعد از اواسط دهه ۹۰ میلادی با زنان کار می کردم و اغلب سعی می کردم در سمینارها شرکت کنم. اما سالیانیست که نه با هیچ گروه زنان کار می کنم و نه در سمینارها به دلایل مختلفی که دارم شرکت می کنم. یکی اینکه همیشه سخنرانان عده ای خاصند! و یک هیراشی عجیبی وجود دارد و یک رهبری پشت پرده! (بطوریکه گاهی فکر می کنم مثل اینکه زنان فمنیست فیلم های مافیایی زیاد نگاه می کنند که این طور به شکل مافیایی پشت پرده تلاش برای یار گیری می کنند تا بتوانند مدام سکان سمینارها و عملکردهای زنان را داشته باشند!) خیلی از این زنان را از نزدیک سالیانیست می شناسم و با نوع برخورد و نگرش شان آشنا هستم. متاسفانه در این سالیانی که به شکل مستقل کار می کنم متوجه شدم که در جامعه زنان فمنیست ما (من صحبت از خارج از کشور می کنم) اگر زنی مستقل بود و به یک جریان زنان فمنیست وابسته نبود و یا مدام شعار اینکه «من فمنیستم» را نداد و هر حرکتش را با نام فمنیست انجام نداد و یا خود را لزبین معرفی نکرد! ( نام سمینار زنان را چند سالی ست که به نام سمینار زنان و زنان لزبین تغییر دادند! به نوعی به معنی جنبش زنان از زاویه همجنسگرایی!)‌ حتی اگر خیلی از خود آنها هم فعالتر بود، اصلا دیده نمی شوی و اینگور میشوی و حتی در پشت پرده ترا له می کنند! مگر اینکه حتی اگر مستقل هستی همیشه آن عده خاص را تایید کنی و مدام شعار! شعار فمنیستی بدهی! از نگاه من زنان فمنیستی را که خیلی زیبا حرف می زنند و مدام هم در جامعه روشنفکری مطرح هستند باید در عمل شناخت نه در تئوری! کارنامه ی زندگی خصوصی و کاری و اجتماعی هر فردی همیشه تبلور عقاید و نظراتش است. برخی از اینگونه زنان در تئوری خیلی فمنیست و روشنفکر و دمکرات ولی متاسفانه در عمل و در برخورد با دیگر زنان بسیار خشن و دیکتاتور هستند و اینها را نه تنها با تجربه ی شخصی خودم بلکه در برخورد با دیگر زنان متوجه شدم! با دلیل و سند می توانم ثابت کنم که برخی به حرف هایی که می زنند اصلا اعتقادی ندارند و حتی گاهی در زندگی اجتماعی از برخی زنان عادی هم عادی تر و سنتی ترند!

مدتهاست که میخواستم این موضوع را به بحث بکشم و در باره ی اینگونه برخوردهای عقب مانده، خشونت کلامی، ترور شخصیت که زنان فمنیست در برخورد نسبت به مخالفین خود دارند مطلبی بنویسم. همچنین در باره ی حسادت ها که نسبت به هم دارند اما از بس مشکلات و رویدادهای سیاسی اجتماعی جامعه ما حاد و مهم اند که هر بار فکر کردم اگر مطرح کنم مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار میدهم و به همین دلیل مطرح نکردم! اما مگر نباید وقتی دردی را حس می کنیم به درمانش بینایدیشیم؟‌ به عنوان یک عضو جامعه زنان فعال ایرانی و کسی که سالیانیست تلاش می کند به خودم اجازه میدهم که دردی را که فقط درد من نیست و درد زنانی ست که از من خواستند تا با صدای بلند فریاد کنم، را عنوان کنم! درد زنانی که وقتی به آنها گفتم بگذارید در فرصت مناسب مطرح کنم در پاسخ گفتند: اگر درد را حس کنی و به درمانش بی توجه باشی ممکن است به بیماری تبدیل شود و حتی ممکن است به بیماری لاعلاج!

بله درست است و حق دارند! نباید دنبال فرصت مناسب گشت چون متاسفانه ما دردهای زیادی داریم و از هر فرصت باید استفاده کرد و مطرح کرد! فقط باید با خودمان صادق باشیم و آینه ای در مقابل خود قرار دهیم! آینه ای که از قبل کاملا تمیز و شفاف شده باشد تا همه چیز را خوب ببینیم! خیلی راحت است که مدام به دنبال مقصر بگردیم و همه چیز را به گردن دیگری بیندازیم! همه چیز را به گردن مردان نیندازیم! همه چیز را به گردن جمهوی اسلامی نیاندازیم! مردان تربیت شده ی ما زنان هستند و جمهوری اسلامی تبلور تفکر همه ی ما زنان و مردان است! در خیلی از ما زنان فرهنگ ضد زن آنچنان قوی هست که در خیلی از مردان نیست! برخی زنان روشنفکر فمنیست متاسفانه صرف شکل «مرد» بودن را «ضد زن» میدانند بدون اینکه نگرش را مورد ارزیابی قرار دهند! کما اینکه زنان ضد زن به مراتب خطرناک تر از مردان ضد زنند! گرچه میدانم که روشنفکران زن هم تبلوری از جامعه و فرهنگ ما هستند همان طور که سازمان ها و احزاب سیاسی مان در گذشته هم تبلور فرهنگ جامعه ما بودند! تبلور فرهنگی که دیدیم سرانجامش به کجا رسید! اگر زنان روشنفکر و فمنیست ما به این نوع برخوردها و روابط میان خود ادامه دهند سرنوشتی غیر از سازمان های سیاسی نصیب شان نخواهد شد و هر بار تنهاتر خواهند شد! کما اینکه نزدیک به سه دهه است که اغلب تعداد مشخص و خاصی از زنان در این سمینارها شرکت می کنند و هر سال موهای شرکت کنندگان سفیدتر از سال قبل و جای خالی زنان جوان که نتوانستند جذب کنند!


اختر قاسمی

کلن ژانویه ۲۰۱۴


*** یک توضیح دوباره برای اینکه سوءتفاهم نشود، خطاب من در این مطلب به فمنیست های ایرانی خارج از کشور است چون من از فمنیست های درون شناخت نزدیک ندارم!



درد دل های زنانه و انتقادهای یک زن به برخی برخوردهای ناسالم زنان فمنیست

Friday, November 1, 2013

تازه‌ترین گزارش سازمان ملل از شکنجه جنسی زندانیان سیاسی زن در ایران

Rashida Manjoo


 


رادیو زمانه –  رشیدا مانجو، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره خشونت علیه زنان، در تازه‌ترین گزارش خود از موارد متعدد شکنجه جنسی زندانیان سیاسی و عقیدتی زن در ایران نوشته است.


به‌نوشته “عدالت برای ایران”، گزارش رشیدا مانجو با عنوان “گذری به عواقب و پیامدهای حبس بودن زنان“ به انواع شکنجه جنسی که از دهه ۶۰ تاکنون در زندان‌های ایران متداول بوده می‌پردازد.


در این گزارش با اشاره به کار تحقیقاتی سازمان عدالت برای ایران در این زمینه، آمده است: “یک گزارش جدید درباره جمهوری اسلامی ایران مستند به مصاحبه‌هایی با زنان زندانی سیاسی و عقیدتی سابق نشان می‌دهد که زنان به دلایل مختلف، از جمله همکاری با گروه‌های سیاسی مخالف، دفاع از حقوق زنان، فعالیت‌های دانشجویی، کار با سازمان‌های غیردولتی، دفاع از حقوق همجنسگرایان و ترنسجندرها و یا دفاع از حقوق اقلیت‌های مذهبی، یا فعالیت‌هایی منفرد به‌عنوان روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نویس و مدافع حقوق بشر، یا شرکت در اعتراضات و یا شکل‌های دیگر فعالیت مدنی و سیاسی از جمله همکاری با اقلیت‌هایی که به‌رسمیت شناخته نمی‌شوند و نیز خشونت‌هایی که به قوانین مربوط به حجاب اجباری مربوط است، دستگیر می‌شوند.”


گزارشگر ویژه سازمان ملل همچنین درباره خشونت علیه زنان تأکید کرده است که “در جمهوری اسلامی ایران، از شکنجه‌های روانی شدید برای اخذ جزئیات درباره روابط جنسی زندانیان و تحت فشار قرار دادن آن‌ها با تهدید افشای آن روابط، برای وادار کردن‌شان به پذیرش اتهام جاسوسی، استفاده می‌شود.”


به‌گفته رشیدا مانجو، در ایران “روش‌های آزار روانی، ارعاب، آزار کلامی در بازجویی‌ها و خطاب دادن قربانیان به‌عنوان حرام‌زاده یا نامشروع” از جمله مواردی است که در مورد زنان زندانی به‌کار می‌گیرند.


وی همچنین برای نخستین بار در سطح سازمان ملل موضوع تجاوز به دختران باکره پیش از اعدام را که در دهه ۶۰ در زندان‌های ایران رخ داده، مطرح کرده است.




تازه‌ترین گزارش سازمان ملل از شکنجه جنسی زندانیان سیاسی زن در ایران

Thursday, May 2, 2013

خامنه‌ای: خانه‌داری و فرزندآوری مجاهدت بزرگ زن است

خامنه‌ای

عکس از آرشیو


علی خامنه‌ای در یک سخنرانی به مناسبت روز زن در ایران، «خانه‌داری و فرزندآوری» را «مجاهدتی بزرگ و هنر زنانه» دانست و گفت که «توجه لازم» به این دو مساله «پیشرفت یک جامعه را تضمین خواهد کرد».


او افزود که زن و مرد اگرچه در نزد خدا دارای حقوق برابری هستند اما «براساس طبیعت انسانی از امتیازات متفاوتی برخوردارند» که «خانه‌داری، فرزند‌آوری، اهتمام به حفظ محیط خانواده، انس خانوادگی و پرورش و تربیت فرزندان» برخی «امتیازات انحصاری زنان» هستند.


رهبر جمهوری اسلامی گفت: «بنده عقیده ندارم به اینکه زن‌ها نباید در مشاغل اجتماعى و سیاسى کار کنند؛ نه، اشکالى ندارد؛ اما اگر چنانچه این به معناى این باشد که ما به خانه‌دارى به چشم حقارت نگاه کنیم، این می‌شود گناه.»


او سپس بار دیگر به انتقاد از سیاست کنترل جمعیت در دو دهه‌ی گذشته دولت ایران پرداخت و با تاکید بر «فرزندآوری» بیشتر زنان اظهار داشت: «ما با خطاهایى که داشتیم، با عدم دقت‌هایى که از ما‌ها سر زده، یک برهه‌اى در کشور ما متأسفانه این مسأله مورد غفلت قرار گرفت و ما امروز خطراتش را داریم مى‌بینیم؛ پیر شدن کشور، کم شدن نسل جوان در چندین سال بعد، از‌‌ همان چیزهایى است که اثرش بعداً ظاهر خواهد شد؛ وقتى هم اثرش ظاهر شد، آن روز دیگر قابل علاج نیست؛ اما امروز چرا، امروز قابل علاج است.»


وی هم‌چنین «نگاه اسلام و قرآن به حقوق اجتماعی و فردی زن و مرد» را «منطقی ترین، متین‌ترین و عملی‌ترین نگاه» خواند و اضافه کرد: «حرکتی که تمدن مادی غرب در مواجهه با موضوع زن انجام داد گناه بزرگ و نابخشودنی است که عوارض آن به هیچ عنوان قابل جبران نیست.»


خامنه‌ای، «جلوه‌گری، فراهم کردن زمینه‌ی لذت‌جویی مردان و شکسته شدن حریم زنان» را «مظاهر تمدن غرب» در ارتباط با زنان دانست و گفت که «غرب از آن‌ به عنوان آزادی و از نقطه‌ی مقابل آن با عنوان اسارت تعبیر می‌کند».


رهبر جمهوری اسلامی با بیان این‌که «زوال تمدن‌ها در مورد غرب در حال وقوع است» پیش‌بینی کرد که «تمدن غربی با قوانین ابلهانه و خباثت‌آمیز جنسی که اجرا کرده است چه بخواهد و چه نخواهد محکوم به شکست و سقوط است».


منابع:


بامداد خبر


تقاطع



خامنه‌ای: خانه‌داری و فرزندآوری مجاهدت بزرگ زن است