Showing posts with label اکبر هاشمی رفسنجانی. Show all posts
Showing posts with label اکبر هاشمی رفسنجانی. Show all posts

Wednesday, May 15, 2013

خامنه‌ای ؛ واعظی که رئیس و رهبر شد - آرش سیگارچی

618D1346 755B 4806 9B46 D18420B67DE3 w640 r1 s cx0 cy9 cw0


آرش سیگارچی - صدای آمریکا


سید علی خامنه ای خوش اقبال ترین همراه آیت الله خمینی بود. او که در روز پیروزی انقلاب تنها بخاطر سابقه سخنوری اش به جمع روحانیون تصمیم گیر انقلاب پیوسته بود، حدود ده سال بعد، رهبر جمهوری اسلامی ایران شد.


علی خامنه ای ۲۴ تیرماه ۱۳۱۸ در مشهد بدنیا آمد. پدرش جواد خامنه ای یک روحانی معمولی در مشهد بود اما نسب مادری اش به روحانیون مطرح تری می رسد که عمدتا در نجف بودند.


دوران کودکی او به سختی و فقر گذشت. تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد اما همزمان تحصیلات مذهبی هم داشت. در حوزه علمیه مشهد، شاگرد آیت الله میلانی از مراجع وقت بود.


سال ۱۳۳۶ سفری به نجف داشت و قصد ادامه تحصیل در آن شهر داشت که با مخالفت پدرش به ایران بازگشت و در سالهای ۳۷ تا ۴۳ در حوزه علمیه قم، فقه و اصول و فلسفه خواند.


4BFD98C9 603E 47EB 8BF0 D448EB49334D  علی خامنه ای در جوانی چندبار بازداشت شد


در این دوره او در درس افرادی چون آیت الله بروجردی و مرتضی حائری یزدی و علامه طباطبایی شرکت کرد اما آنچه زندگی و آینده او را تغییر داد، حضورش در کلاس آیت الله تازه معروف شده ای بنام روح الله خمینی بود.


همچون دیگر شاگردان آیت الله خمینی او از سال ۴۲ به مخالفت علنی با نظام شاهنشاهی پرداخت. چندین بار بازداشت شد. طولانی ترین دوره بازداشت او در سال ۵۳ بود که ده ماه در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری نگهداری شد.


آخرین بازداشت او در سال ۵۶ بود که به شهر ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان تبعید شد. بعدها با افزایش اعتراض های انقلابی ها، او نیز در میانه سال ۵۷ آزاد شد و به مشهد برگشت.


حضور در حلقه انقلاب


علی خامنه ای روحانی سرشناسی در زمان انقلاب نبود اما آشنایی او با اکبر هاشمی رفسنجانی و مرتضی مطهری زمینه حضور او در حلقه انقلابی ها شد.


هرچند برخی منابع از حضور او در شورای انقلاب نوشته اند اما علی خامنه ای هرگز از ابتدا عضو این حلقه نبود.


آیت الله خمینی قبل از بازگشت به ایران پنج نفر را به عنوان «هسته اولیه شورای انقلاب اسلامی» منصوب کرد: مرتضی مطهری، محمد بهشتی، محمدجواد باهنر، اکبر هاشمی رفسنجانی و عبدالکریم موسوی اردبیلی.


اکبر هاشمی رفسنجانی می گوید خمینی به این شورا اجازه داده بود که با اتفاق نظر این پنج نفر، افراد دیگری به شورای انقلاب اضافه شود که بعد از این، نام خامنه ای به همراه چند چهره روحانی و غیر روحانی دیگر به اعضای شورای انقلاب اضافه می شود.




8937D4AD 2A82 4CC6 9B9B 48DA0A6764D0 w268 r1 cx1 cy5 cw100

خامنه ای، امام جمعه تهران



هرچند بعد از پیروزی انقلاب دولت موقت به نخست وزیر مهدی بازرگان تشکیل شد اما شورای انقلاب نقش مهمی داشت و حکم مجلس را تا زمان اولین دوره مجلس شورای ملی بعد از انقلاب داشت.


در همان اسفند ماه سال ۵۷، این پنج نفر: بهشتی، موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، خامنه ای و باهنر حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دادند که در واقع حزب روحانیون نزدیک به آیت الله خمینی بود، در مقابل احزاب ملی و گروه های چپ آن زمان.


سال پر مشغله

سال ۵۸، پر مشغله ترین سال زندگی خامنه ای بود.


او که به مسایل نظامی و امنیتی علاقه داشت همزمان با حضور در شورای انقلاب، به وزارت دفاع رفت و معاون این وزارتخانه شد.


بعد از مرگ آیت الله محمود طالقانی امام جمعه تهران، آیت الله خمینی بخاطر توانایی علی خامنه ای، او را به عنوان یکی از امامان جمعه تهران منصوب کرد.


سیزده آبان ۵۸ و گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران که اتفاق افتاد، ابتدا آیت الله خمینی او را برای دیدار با دانشجویان موسوم به «پیروان خط امام» فرستاد. دانشجویان که با محمد موسوی خوئینی ها هماهنگ بودند از پذیرش او خودداری کردند. همین به کینه ای در دل او منجر شد و در وقایع سال ۸۸، برخی از دست اندرکاران اشغال سفارت که در بازداشت بودند در بازجویی ها از این کینه سی ساله خامنه ای آگاه شدند.




A59CBFFE 4450 4DBB 8282 C57A5295A4C4 w268 r1 cx0 cy8 cw100



بعد از استعفا و کناره گیری دولت موقت، اداره کشور تا انتخاب رییس جمهوری به دست شورای انقلاب افتاد. او حدود سه ماه همزمان با سایر مقام هایش، سرپرستی نهاد تازه تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را برعهده داشت.


انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی در پیش بود. او بهمن ماه از سمت اش استعفا داد و نامزد انتخابات شد. در این انتخابات او موفقیت کسب کرد و بعد از فخرالدین حجازی، حسن حبیبی، مهدی بازرگان و علی اکبر معین فر، به عنوان منتخب پنجم از شهر تهران وارد اولین دوره مجلس بعد از انقلاب شد.


نمایندگی؛ تریبون انتقاد

با افزایش اختلافات بین انقلابی ها، روحانیون نزدیک به آیت الله خمینی تلاش زیادی کردند تا رقبا را از صحنه خارج کنند. اولین رقیب آنها، اولین رییس جمهوری اسلامی ایران بود.


در روزهایی که اختلاف ابوالحسن بنی صدر و محمد بهشتی زیاد می شد هر چند هاشمی رفسنجانی در خفا برنامه های خود را پیش می برد، علی خامنه ای به انتقاد عمومی از بنی صدر می پرداخت.


خامنه ای چندین نطق تند علیه بنی صدر در مجلس داشت و از هر فرصتی در نماز جمعه تهران برای انتقاد از بنی صدر استفاده می کرد تا در نهایت روز ۳۰ خرداد مجلس شورای ملی، عدم کفایت بنی صدر را به بحث گذاشت.


در آن روز، علی خامنه ای در صدر مخالفان سخنرانی معروفی در مجلس کرد که به نوعی نشان دهنده برنامه روحانیون نزدیک به خمینی برای تصاحب دولت را نشان می داد.


او در آن روز گفت: «آقا بدونید، آقایان. آقای بنی صدر و دوستان ایشان، حرفی که نزده باشند، ندارند. ما هستیم که هزاران حرف نزده داریم. صد بار لب گشودم و بیرون نریختم… خونها که موج می زند از سینه تا لبم.» (این فیلم)


مجلس آن روز با ۱۷۷ رای بر عدم کفایت بنی صدر داد و یک روز بعد آیت الله خمینی حکم عزل بنی صدر را امضا کرد.


ردای ریاست جمهوری

دیگر علی خامنه ای با ریاست جمهوری فاصله ای نداشت اما یک حادثه نزدیک بود به مرگ او منجر شود.


بعد از عزل بنی صدر گروه های مسلح مخالف خمینی روی به ترور و حذف فیزیکی آوردند. در روز ششم تیر ۶۰، علی خامنه ای در مسجدی بنام ابوذر در محله فلاح تهران ترور شد. او جان سالم بدر برد اما دست راست او برای همیشه فلج شد.




00ABE630 D630 4D37 8CC2 131CA9ED998F w268 r1 cx16 cy11 cw84

علی خامنه ای بعد از ترور سال ۶۰



یک روز بعد هم محمد بهشتی و برخی اعضای حزب جمهوری اسلامی ترور شدند. با اینکه محمدعلی رجایی بعد از بنی صدر به ریاست جمهوری رسید اما ۱۹ روز بعد او هم در هشتم شهریور ۶۰ ترور شد تا بالاخره آیت الله خمینی رضایت به ریاست جمهوری یک روحانی بدهد.


پیش از این، در دوره اول انتخابات ریاست جمهوری، محمد بهشتی قصد داشت نامزد انتخابات شود اما آیت الله خمینی نپذیرفت که یک روحانی رییس دولت باشد. به همین دلیل محمد بهشتی را به عنوان رییس شورای عالی قضایی منصوب کرد که معادل رییس قوه قضاییه امروز بود. در سوی دیگر هم، اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجلس شده بود.


بعد از ترور رجایی و در نبود روحانی هایی چون بهشتی، مطهری و باهنر، آیت الله خمینی پذیرفت که در سومین دوره انتخابات، علی خامنه ای نامزد انتخابات شود. انتخاباتی که تقریبا صوری بود.


در این انتخابات سید علی اکبر پرورش، حسن غفوری فرد و سید رضا زواره ای که هیچکدام رقیب جدی برای او محسوب نمی شدند. شورای نگهبان در این انتخابات از ۴۶ داوطلب، صلاحیت ۴۲ نفر را رد کرد.




C34F0B66 BB76 473C 8694 2BB233AD0FBE w268 r1 cx0 cy4 cw100

خامنه ای و دولت موسوی



خامنه ای توانست ۱۵ میلیون رای کسب کند و به مقام ریاست جمهوری برسد. او میرحسین موسوی که از اقوامش محسوب می شد و پیش از این به عنوان وزیر امورخارجه شروع به کار کرده بود را به عنوان نخست وزیر برگزید.


چهارسال بعد هم خامنه ای در انتخابات پیروز شد. اینبار هم شورای نگهبان از میان پنجاه نامزد تنها صلاحیت سه تن را تایید کرد: علی خامنه ای، حبیب الله عسگراولادی و سید محمود کاشانی.


با اینکه خامنه ای برای ریاست جمهوری دوباره، سختی نداشت اما برای تعیین نخست وزیر به مشکل خورد. او که از عملکرد میرحسین موسوی راضی نبود، سعی کرد نخست وزیر را تغییر دهد اما موسوی که از حمایت اکبر هاشمی رفسنجانی و خمینی برخوردار بود، در سمت خود ماند و خامنه ای تا پایان رهبری اش، او را تحمل کرد.


یکی از وقایع بحث برانگیز در دوران ریاست جمهوری خامنه ای، کشتار صدها مخالف سیاسی در تابستان سال ۶۷ است. کمیته ای سه نفره زیر نظر قوه قضاییه و وزارت اطلاعات به دستور خمینی بعد از پایان جنگ و عملیات ناکام مجاهدین خلق، به جوخه های اعدام سپرده شدند. از میان مقام های وقت ایران، تنها حسینعلی منتظری به این اعدام ها اعتراض کرد.




0204AD20 2080 4A8B 98AD 76D32E13436F w268 r1 cx3 cy10 cw98

خامنه ای و سایر سران نظام ایران



در خاطرات منتظری آمده است که سه ماه بعد از اعدام ها، علی خامنه ای به او مراجعه کرده و از اعدام مخالفان ابراز بی اطلاعی کرده است. اما در حاشیه این روایت منتظری گفته است بعید است که او اطلاعی از ماجرا نداشته باشد.


مقام هایی که از آن دوران زنده اند، هنوز درباره آن سخن نگفته اند. در آن زمان عبدالکریم موسوی اردبیلی رییس شورای عالی قضایی بود و هاشمی و موسوی روسای مجلس و دولت بودند.


اطلاعات و جنگ

یک دوره کوتاه حضور او در وزارت دفاع و بعد سرپرستی سپاه در سال ۵۸، تجربه ای بود که علی خامنه ای را به فعالیت های امنیتی علاقمند کرد.


در قانون قبلی اساسی جمهوری اسلامی، رییس جمهوری اختیار چندانی در اداره امور دولت نداشت اما علی خامنه ای همواره سعی داشت تا در امور نظامی و امنیتی دخالت کند. از او به عنوان یکی از حامیان تشکیل وزارت اطلاعات در سال ۶۲ نام می برند.


همچنین علی خامنه ای در دوران جنگ عراق و ایران، بارها در مناطق جنگی حضور داشت.


همزمان با هشت سال ریاست جمهوری، خامنه ای سمت های دیگری هم از جمله ریاست شورای انقلاب فرهنگی، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، و سپس ریاست شورای بازنگری قانون اساسی داشت.


رهبری ناگهانی

در حالیکه سال ۶۸، او به پایان دوره ریاست جمهوری اش نزدیک می شد مرگ آیت الله خمینی و دوستی رییس خامنه ای با هاشمی رفسنجانی به دادش رسید.


روایت ها حکایت از آن داشت که خمینی به نزدیکانش توصیه کرده بود شورایی تشکیل شود تا عهده دار امور رهبری شود اما اکبر هاشمی رفسنجانی که آن روزها همزمان با ریاست مجلس، عضو مجلس خبرگان هم بود، در جلسه انتخاب رهبر، روایتی را نقل کرد که بر تصمیم اعضای مجلس خبرگان رهبری تاثیر گذاشت.




685E1D56 C85D 41A0 B565 42F8962BC1C4 w268 r1 cx12 cy8 cw88

خامنه ای با حمایت هاشمی، رهبر شد



او ابتدا استدلال کرد که شورای رهبری در شرایطی که نظام هنوز ضعیف است، موجب تضعیف بیشتر نظام می شود. بعد روایتی با واسطه از آیت الله خمینی نقل کرد که رهبری به قامت علی خامنه ای برازنده است.


تا ۱۴ خرداد ۶۸ از علی خامنه ای با مقام مذهبی «حجت الاسلام والمسلمین» یاد می شد اما بعد از رای مجلس خبرگان رهبری، او به نام آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی شد.



خامنه‌ای ؛ واعظی که رئیس و رهبر شد - آرش سیگارچی

Monday, May 13, 2013

نگاهی به کارنامه هاشمی، مشايی و قاليباف از دريچه حقوق بشر، کيانوش سنجری

هاشمی‌ در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دست‌کم ۷۷ روشنفکر و نویسنده و فعال سیاسی منتقد و یا مخالف حکومت در داخل و خارج از ایران به قتل رسیدند…


اسفندیار رحیم مشایی در اوایل انقلاب از زندانیان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی بازجویی می‌کرد و در سرکوب مخالفان کُرد حکومت نقش پررنگی داشت… اداره اماکن ارگان تحت اختیار حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در زمان ریاست قالیباف بر فرماندهی نیروی انتظامی ده‌ها تن از روشنفکران، روزنامه‌نگاران و نویسندگان را احضار کرد و به بازجویی از آن‌ها پرداخت.


اکبر هاشمی رفسنجانی


در دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و ریاست علی فلاحیان بر وزارت اطلاعات دولت او، دستکم ۷۷ روشنفکر و نویسنده و فعال سیاسی منتقد و یا مخالف حکومت جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران به قتل رسیدند.


در پی قتل چند تن از رهبران کُرد مخالف حکومت جمهوری اسلامی در رستوران میکونوس برلین در سال ۱۹۹۲، دادگاه میکونوس در آلمان پس از پنج سال حکم صادر کرد. در این حکم به جز عوامل اجرایی ایرانی و لبنانی، چهارتن از مقام‌های جمهوری اسلامی نیز به دلیل دست داشتن در طرح ترورها محکوم شدند: علی خامنه‌ای (رهبر جمهوری اسلامی)، اکبر هاشمی رفسنجانی (رییس جمهور وقت)، علی اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه) و علی فلاحیان (وزیر اطلاعات).


در زمان ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و ریاست علی فلاحیان بر وزارت اطلاعات دولت او، فرج سرکوهی نویسنده و روزنامه نگار منتقد، در فرودگاه مهرآباد تهران ربوده و بازداشت شد. اکبر هاشمی رفسنجانی در یک کنفرانس خبری در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی بازداشت آقای سرکوهی را تکذیب کرد و به دروغ گفت که او در آلمان و هلند بسر می برد در حالی که آقای سرکوهی بعد از آزادی با انتشار نامه ای از بازداشت خود توسط وزارت اطلاعات دولت هاشمی و شکنجه خود در زندان پرده برداشت. اکبر هاشمی رفسنجانی سال ها بعد ادعا کرد که در مورد بازداشت فرج سرکوهی به او اطلاعات غلط داده بودند!


عزت الله سحابی فعال سیاسی ملی مذهبی در سال ۱۳۶۹ اقدام به تهیه و انتشار نامه‌ای انتقاد آمیز خطاب به علی اکبر هاشمی رفسنجانی کرد که به نامه ۹۰ امضایی مشهور شد. برخی از کسانی که این نامه را امضا کرده بودند در مدت کوتاهی مجبور به پس گرفتن امضای خود شدند و سپس ۲۳ نفر از امضا کنندگان نامه دستگیر شدند که ابوالفضل بازرگان، ابراهیم یزدی و عزت‌الله سحابی جزو آنها بودند. عزت الله سحابی به مدت چند ماه تحت بازجویی‌های سنگین برای اعتراف کردن” علیه خود و همفکرانش قرار گرفت. سحابی در این مورد گفته است: “ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولاً اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه‌ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته‌ایم و همهٔ دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، ۲۳ نفر را بازداشت کردند که یکی از آنها من بودم… بعد از دستگیری‌ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می‌شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: رویش زیاد شده بود، می‌خواستیم رویش را کم کنیم.”


اسنفدیار رحیم مشایی


اسنفدیار رحیم مشایی در سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱به دعوت سردار محمدرضا نقدی به کردستان رفت تا در ‏سمت معاون اطلاعات واحد کومله اطلاعات سپاه مستقر در قرارگاه حمزه سیدالشهداء شروع به فعالیت کند. او با نام مستعار مرتضی محب الاولیاء در مناطق کردنشین در سرکوب مخالفان کُرد حکومت نقش پر رنگی داشت و همزمان با نام اصلی ‏اش (اسفندیار رحیم مشائی) عضو شورای تامین استان آذربایجان غربی بود.


پس از تشکیل وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۱، رحیم مشائی “مسئول تدوین استراتژی ‏نظام جمهوری اسلامی در خصوص اکراد ایرانی” بود. ‏در زمان تصدی “محمد محمدی ری شهری” بر وزارت اطلاعات، وی مسئولیت “مناطق بحرانی کشور” را عهده دار ‏بود.


از او به عنوان مسئول قتل های سیاسی مخالفان حکومت جمهوری اسلامی در اوایل انقلاب در رامسر نام برده شده است. رضا گلپور نویسنده کتاب جنجالی “شنود ارواح” در مصاحبه با نشریه همشهری ماه (شماره ۷۷ – تیر ۱۳۹۰) در تهران از دیدار و گفتگو با مشایی خبر داده و گفته است که مشایی در پاسخ به سوال او درباره قتل های رامسر پاسخ داده است که ” حالا ۴ تا سگ محارب هم کشته شدند مگر چه اتفاقی اقتاده است؟”


رضا گلپور در این مصاحبه گفته است: ” خانم ط. ذبیحیان که همسر رسمی آقای مشایی است در هنگام دستگیری می‌خواسته سیانور استفاده کند اما چون ضابط، هشیاری داشته اسلحه خود را در دهان او قرار داده تا نتواند پوشش قرص را با دندان خود بشکند و سیانور عمل کند. شاید این برای من قابل درک باشد که ضابط برای جلوگیری از انتحار یک نیرو، حاضر باشد دندان فرد خرد شود اما کشته نشود. اما اینکه عده‌ای که دستگیر شدند و در زندان منتظر محاکمه هستند توسط نیروهای تحت مسئولیت مستقیم آقای مشایی؛ بدون حکم دادستانی به جنگل های منطقه‌ی رامسر برده می‌شوند و به آنها تیر خلاص زده می‌شود با کدام منطق شرعی و قانونی قابل توجیه است؟ ضمن اینکه پیچیدگی آن پرونده این است که یکی از بازداشت شدگان، اخوی بزرگتر ایشان بختیار رحیم مشایی معروف به کورش رحیمی بوده و اگر قرار بوده همه بازداشت شدگان از منافقین حذف شوند خوب برادر ایشان هم باید همراه بقیه کشته می شد اما نشده است.”


اسفندیار رحیم مشایی در اوایل انقلاب از زندانیان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی بازجویی می کرده است. ط. ذبیحیان همسر فعلی مشایی عضو سازمان مجاهدین خلق ایران بوده که مشایی در زندان از او بازجویی می کرده است.


از محمد باقر قالیباف نقل شده است که: ” حتی همسر آقای مشایی منافق است و سه سال در زندان بوده و مشایی نیز بازجوی همسرش در زندان بوده و در زندان با یکدیگر آشنا و زدواج کرده اند”.


محمد باقر قالیباف


محمد باقر قالیباف در سال ۱۳۷۹ با حکم علی خامنه ای به فرماندهی نیروی انتظامی رسید. او از جمله نویسندگان نامه ی تهدید آمیز گروهی از سپاهیان به محمد خاتمی بود.


اداره اماکن ارگان تحت اختیار حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در سال ۱۳۸۱ در زمان ریاست قالیباف بر فرماندهی نیروی انتظامی ده ها تن از روشنفکران، روزنامه نگاران، نویسندگان و مدیران سایت های خبری و وبلاگ نویسان از جمله آیدین آغداشلو، هوشنگ گلمکانی، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی، معصومه سیحون، بهرام بیضایی، یونس شکرخواه، فرهاد بهبهانی، کاوه گلستان، ناصر زرافشان و بهروز غریب‌پور را احضار کرد و به بازجویی از آنها پرداخت. برخی های دیگر همچون سیامک پورزند، روزنامه نگار منتقد حکومت چندین ماه در بازداشت حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی تحت شکنجه قرار داشت. قالیباف درباره بازداشت سیامک پورزند گفت که “پورزند یک‌سری فعالیت‌های ضدفرهنگی داشته که در چارچوب نظام اسلامی نبود و وی به واسطه ارتباطاتی که همسر سابق وی و دخترش با رضا پهلوی دارند، اطلاعات داخل کشور را در اختیار رضا پهلوی قرار می‌داده‌است”.


قالیباف در مورد سایر افرادی که حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی از آنها بازجویی کرده بود گفت که این افراد به ترویج ابتذال فرهنگی مشغول بوده‌اند.


نیروی انتظامی در زمان فرماندهی محمد باقر قالیباف به عنوان یکی از بازوهای دستگاه اطلاعات موازی از سوی اصلاح طلبان معرفی می شد. دستگاه اطلاعات موازی مسئول برخورد با روشنفکران و روزنامه نگاران منتقد و معترض بود.


محمد باقر قالیباف که شهردار تهران است در پی اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در مقاله ای در روزنامه تهران امروز اعتراضات مردم را تحرکات کور خواند و بر علیه اعتراضات مردم نوشت. او در دی ماه ۱۳۹۱ از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به عنوان “براندازان فتنه‌گر” نام برد که به گفته وی، “اقلیتی کوچک بوده و هستند که همواره از سوی ملت ایران و جریان‌های سیاسی درون نظام حذف و طرد شده‌اند”.


قالیباف همچنین گفته است که در ارزیابی صورت‌ گرفته از سوی قرارگاه مرکزی ثارالله که مسوولیت برخورد با اعتراضات خیابانی در شهر تهران را برعهده دارد “بعد از بسیج و سپاه سومین دستگاه شهرداری تهران شد”.


 


منبع: خبرنامه گویا



نگاهی به کارنامه هاشمی، مشايی و قاليباف از دريچه حقوق بشر، کيانوش سنجری